۱- مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم. از این بحث ولایت، یک یادداشت کلاسی کامل از بحث ولایت فقیه مرحوم شیخ انصاری از کلاس استادمان، حاج‌آقای شامیری دارم اما بنظرم آمد که آن بحث برای مخاطب عام، مناسب نباشد. این شد که نوشتن این یادداشت را هم به برنامه اضافه کردم تا مثل بقیه نوشته‌های وبلاگ، جمع‌بندی برای خودم و کسی که می‌خواند باشد. البته حین نوشتن یادداشت بودم که دیدم این یادداشت تفاوت ساختاری خاصی نکرد و فقط مرتب‌تر شد.

مرحوم شیخ ولایت مطلقه فقیه را در آن مبحث قبول نکردند. هرچند یکی از دوستانم در مقاله‌اش ثابت کرده بود که شیخ انصاری در کتب دیگری و در مباحث دیگر سخنانی زده است که امکان ندارد بدون قبول کردن ولایت مطلقه فقیه چنین حرف‌هایی زد. من آن را نخواندم ولی در همین یادداشت هم اشاره می‌شود که فقیه اگر ولایت خودش را قبول ندارد خیلی از تصرفاتی که می‌کند را مثل تصدّی بالاترین منصب دینی، مرجعیت شیعه را باید رها بگذارد برای فسّاق و کفار و چه بسا یهود مناسب‌تر باشد برای این اِعمال ولایت بزرگ. شیخ مبحث را با بیان یک اصل مبنایی «عدم ولایت احد علی احد» شروع کردند که استاد ما به این اصل اشکال داشتند. برای همین این یادداشت، در حالت مناظره است.

آدرس روایت: الكافي > كتاب العقل و الجهل/ راوی: هشام بن حکم/ معصوم: امام موسی کاظم علیه‌السلام

کلیت محتوا: راهنمای به کارگیری عقل

تعداد مرتبه‌ای که امام معصوم راوی رو با محبت و به اسم خطاب قرار دادن: ۳۲

فایل متن عربی: لینک دانلود

ترجمه‌ای از یک روایت امام کاظم علیه السلام نوشتم که بعضی جاهاشو هم توضیح دادم.

امام علیه السلام در این روایت ۳۲ بار راوی حدیث رو صدا می‌زنند و بنده هم بر همین اساس روایت رو فراز بندی کردم و ابتدای هر فراز، یک روایت از امیرالمؤمین علیه السلام هم انتخاب کردم و آوردم که سعی کردم مرتبط با اون فراز باشه و به نحوی همدیگه رو تفسیر کنند.

من فعلا وبلاگ رو به‌روزرسانی نمیکنم. کانال میرم تا مشخص بشه بلاگ بیان چه بلایی سرش میاد

t.me/bazgast

آدم‌ها عمیقا نیاز دارند به اینکه در محافل خصوصی بزرگان شرکت کنند به نحوی که با او راحت باشند و خودی بدانند و چیزی را مخفی نگه ندارند؛ پشت‌صحنه‌های موضع‌گیری‌های این محافل را بشنویم، بعد احسن اقوال را در خودمان پرورش بدهیم.

فضای مجازی مفسده عظیمش همین است که ما را در این خیال پرورش داده است که از محافل خصوصی بی‌نیازیم و حقایق را عمومی می‌توانیم پیگیر شویم. نه آقا، تریبون‌ها هرچه بزرگ‌تر، شعاری‌تر.

یک سری علائم حیاتی از «بیان» مشاهده شد که نیکو است. یه پست از سرویس جدیدشون گذاشتن و وبلاگ قبلیم که حدود شش ماه بود که داخواست پاک کردنش رو داده بودم، امروز دیدم بالاخره پاک کردن. احتمالا کدهای ثبت‌نام کاربران جدید هم از حالا بفرستند. بنده خدایی میخواست نام‌نویسی کنه کد براش پیامک نمیشد طلفکی.

مرحوم سید مرتضی در کتاب المقنّع‌فی‌الغیبه یک قاعده کلی بیان می‌کنند که ما را از خیلی تلاش‌های مذبوحانه و شرق و غرب زدن‌هایمان رها می‌سازد. «لا خيار في الاستدلال على الفروع قبل الأصول» که شما اصلا اجازه نداری قبل از پرداخت به اصول، وارد بحث در فروع بشوی؛ هر مبحثی بر اصولی استوار گردیده است. سید این قاعده را بر سر بحث با کسی مطرح کردند که هنوز اصل امامت امام زمان علیه‌السلام را قبول ندارد و نشسته‌ایم با او درمورد امکان عمر طولانی ایشان بحث می‌کنیم!

- چرا هفته پیش هیئت نبودی؟ مگه کانال عضو نیستی؟

+ روزانه مطالب مفید میفرستادید لفت دادم. اطلاع‌رسانی داشتید، پیامک بدید.

این چه فرهنگ احمقانه‌ایه بینمون جا افتاده؟ اگر حرفی برای گفتن داری، کانال براش زدی؟ خیلی خوب، همینقدر که حرفات رو به مردم تحمیل میکنی کوتاه بیا لطفا! اذیت نکن هرروز صبح پا میشی تقویم چک میکنی کلیپ ملیپ میفرستی. مدیریت برنامه اجتماعی، از هیئات گرفته تا مدرسه‌علمیه و دانشگاه و ادارات داری؟ خیلی خوب، همینقدر که مردم رو مجبور کردی از یه پیامرسان استفاده کنند، کافیه، برای همینم جهنم بری تعجب نمیکنم، اما دیگه با تقویم‌روزانه و منبر اشتباه نگیر جانم!

لَوۡ لَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرۡقَةٍ مِّنۡهُمۡ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِی ٱلدِّينِ وَ لِيُنذِرُواْ قَوۡمَهُمۡ إِذَا رَجَعُوٓاۡ إِلَيۡهِمۡ لَعَلَّهُمۡ يَحۡذَرُونَ ﴿توبه:١٢٢﴾: چرا از هر گروهی، یک‌کسانی راهی نمی‌شوند تا تفقّه در دین کنند و وقتی بازگشتند، گروهشان را انذار کنند تا شاید آن‌ها نیز مراقب و بیدار گردند؟

من این نوشته را می‌نویسم در حالی که توانی بر تغییر شرایط جامعه ندارم. می‌نویسم، در همین خلوت‌گاهی که خوانندگانش را عاقل‌ترین افرادی می‌دانم که با آن‌ها آشنایی اجمالی و بعضا تفصیلی دارم و امیدوارم هرکسی که می‌خواند هم با بدبینی به متن نگاه نکند، چیزی در جیب من نمی‌رود که بخواهم چنین چیزی بنویسم. تا جایی که توانستم به سنت سانسور عمل کردم ولی باز هم به نظر خطرناک است، به هر حال موضع‌گیری مورد علاقه جامعه نیست. من هم تا جایی که بتوانم متن را طولانی و ملال‌آور خواهم کرد تا مباد کوته‌فکری به خواندن این مطلب و استهزاء آن طمع کند. شاید این مطلب در دل‌ها دردناک بیاید و فتنه‌انگیزی کند لذا اخطار می‌دهم که خواندن این مطلب توصیه نمی‌شود و همه البته آزادند!

قُلُوبُهُمْ تَهْوِي إِلَيْنَا لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِمَّا خُلِقْنَا مِنْهُ /الکافي، ج۲، ص۴

قلوب شیعیان ما هوای ما می‌کند چون آن قلوب از طینتی که ما خلق شدیم، خلق شدند.