۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قرآن» ثبت شده است

امام صادق علیه‌السلام: از قرائت سوره «إذا زلزلت الأرض زلزالها» خسته نشوید چراکه هرکس در نمازهای نافله‌اش عادت به خواندن آن داشته باشد، خدای عزّوجلّ هرگز او را به مصیبت زلزله دچار نمی‌کند و وقتی بمیرد فرشته‌ای کریم از نزد پروردگارش نازل می‌شود، نزد سر او می‌نشیند و می‌گوید: «ای فرشته مرگ، با دوست خدا مدارا کن که او زمان‌های بسیاری مرا یاد می‌کرده است و این سوره را تلاوت می‌کرده است...

یکی از سوره‌هایی بود که توی نمازها می‌خواندم و نمی‌دانستم فایده خاصی دارد که سوره یکی از دو رکعت باشد یا نه؟ این بود که ترک کردم تا اینکه این روایت را خواندم.

این سوره را هم هر دفعه که می‌خوانم برایم تازگی دارد، گویا جان دارد و نفسش را می‌شنوم:

به نام خدای رحمانِ رحیم. آن گاه که زمین به لرزه در آید و زمین بارهای سنگینش را بیرون بریزد و انسان بگوید که «زمین چه دارد؟!». در چنین روزی زمین از اخبارش سخن می‌گوید که پروردگارت برایش وحی کرده است؛ در چنین روزی مردم پراکنده و پریشان بازمی‌گردند تا اعمالشان را رؤیت کنند؛ پس هرکس مثقال ذره‌ای کار خیر کرده باشد، آن را می‌بیند و هرکس مثقال ذره‌ای شر کرده باشد، می‌بیند.

دیدم دوستانی بحث لانه عنکبوت داشتند. یادم افتاد که یک دیدگاه محجور داریم درمورد آیه:

«مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّـهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»: مثل کسانی که غیر خدا اولیائی گرفتند، مانند مثل عنکبوت است که بیتی گرفت و سست‌ترین بیت‌ها، بیت عنکبوت است، اگر می‌دانستند.

يوسف: وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى‏ دَلْوَهُ قالَ يا بُشْرى‏ هذا غُلامٌ وَ أَسَرُّوهُ بِضاعَةً وَ اللَّـهُ عَلِيمٌ بِما يَعْمَلُونَ (۱۹) وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَةٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ (۲۰)

و کاروانی آمد، آبکشِ خود را فرستادند، او دلو خود را انداخت... گفت مژده! این یک پسربچّه است و او را چون سرمایه‌ای پنهان داشتند؛ خداوند به آنچه انجام می‌دادند آگاه بود. (۱۹) و او را به بهایی کمتر، به چند درهمی فروختند، آنها در مورد او بر حذر بودند. (۲۰)

تذکر:

۱- سرمایه زندگی مردم اگر سر راهت پیدا شد، مال تو نیست، مثل کاروان یوسف دزد نباش که مخفیانه ببری و به ثمنی بخس هم که شده از سرت باز کنی که مبادا معلوم شود چه خبر است و معامله به هم بخورد. جلوی حرصت به حرام را بگیر.

۲- تو در زندگی‌ات از باطن سرمایه‌های زیادی سر در نمی‌آوری؛ لااقل از سر حسادت یا هر قباحت و جهالت و شیطنتی، آن را به تجاری احمق‌تر از خود مسپار.

۳- خدانشناس نباش! خود را زیر ذره‌بین او ببین و به وظایفت بپرداز که به نزد او برمی‌گردی...

۴- نگران زندگی دنیایت نباش و برایش با هر حیله‌گری چون برادران یوسف همدست نشو؛ هرچه که بشود، مهم این است که وظیفه خود را عمل کنیم.

۵- نگران یوسف‌های از دست‌رفته‌ات نباش، این سرمایه‌های از دست رفته اگر به آغوش رحمت خدا برگردی به کنعانت برمی‌گردند.

از اساتید، نشانه های منافق رو از قرآن جمع کرده بودن. منم  نوت گوشی رو باز کردم همونجوری تیکه تیکه که میگفت نوشتم.
نقلش خالی از لطف نیست.